سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ترنم زندگی

هویت زن از منظر شریعتی

هویت زن از منظر شریعتی

مساله زن برای شریعتی بیش از آنکه مساله ای زنانه و مبتنی بر هویت و جنسیت زنانه باشد مساله اجتماعی بود. شریعتی بر روی
انسان ارزش های انسانی و اجتماعی زن تاکید داشت. ارزش هایی که تعالی شخصیت، هویت و ارتقای موقعیت اجتماعی زن را مد
نظر داشت. در اندیشه شریعتی نمی‌توان بحث زن را از مردم جدا ساخت. در باور شریعتی زن موجودی است که اخلاقیات و ذهنیات
حاکم بر جامعه تا حد زیادی تابع اوست . زن در کشورهای اسلامی عامل نیرومندی بود که می توانست، سنت ها، نظام قدیم، روابط
اجتماعی، اخلاقی، ارزش های معنوی و از همه مهمتر مصرف را تغییر دهد. همچنان که در حفظ آنها عامل نیرومندی بود .شریعتی نظر
به اجتماعی کردن زنان داشت و می خواست متن مردم و بخصوص زنان را از گوشه خانه به میانه اجتماع بکشاند و نسبت به سرنوشت
خود و جامعه اشان حساس سازد و آنها را با نحوه تازه ای از زندگی آشنا سازد که شباهتی به خانه نشینی سنتی و تسلیم وارگی
نداشت.                                                                                             
             
شریعتی با آگاهی از الگوهایی که برای زن ایرانی تدارک دیده می‌شد درصدد برآمد تا الگویی برخاسته از فرهنگ دینی و تاریخی ارائه
دهد ومدلی آمیخته از مدرنیسم و سنت
را برای زنان وبطور کلی عموم جامعه متصور سازد
. این دو راه با وجود تفاوت ظاهریشان ،
تفاوت ماهوی با یکدیگر نداشتند . به اعتقاد وی هم تصویر مدرنیسم غربی از « زن آزاد اجتماعی» و هم تصویر سنت از « زن عفیف
خانگی» مبتنی بر هویت فرو دست جنسی است . شریعتی تفاوت این دو تصویر را در این می‌دانست که در الگوی سنت، زن جنس
دومی است که فقط در حریم خانواده قابل بهره برداری است. اما در الگوی مدرنیسم غربی و شبه مدرنیسم پهلوی حریم خانواده را
شکسته و وارد بازار می‌شود. در این تصویر آنچه فدا می شود قدرت انتخاب و استقلال زن است. زن جامعه ما می‌خواهد به سرحد
استقلال و انتخاب خویش برسد، می‌خواهد خودش باشد و خودش بسازد و می خواهد یکبار دیگر متولد شود و در این تولد نه ساخته
وراثت باشد و نه پرداخته تقلید.
                                                                     
هویت متصور شده شریعتی از زن ایرانی                                           
شریعتی به عنوان یک جامعه شناس و نیز از منظر یک روشنفکر دینی دو تیپ و الگو از زن ایده آل ارائه می‌دهد: زن انقلابی و زن خانواده                                                                                                
زن انقلابی یا اجتماعی                                                                                     
زن ایده آل و انقلابی به عنوان بدیل دو تیپ زن سنتی و زن مدرن، به کلی فارغ از جنسیت است. مهمترین ویژگی این زن، تعهد
ایدئولوژیک و مسئولیت پذیری سیاسی و اجتماعی اوست
.  باید زندگی خود را وقف پیام رسانی و ابلاغ معنا و محتوای
باورهای دینی خود کند . از آنجا که این الگو متاثر از شرایط اجتماعی و انقلابی جامعه در آن عصر بود برای آن دوران مناسب بود و نه همه
دوران ها. اما زن ایدئولوژیک نیز پا به پای مرد بر فردیت انسانی اش تکیه می‌کند و با قبول تعهد سیاسی و اجتماعی، پیشاپیش خود از
قید وراثت و بند سنت رهانیده است و آگاهانه هویت خود را تعیین می‌کند. این زن ایده آل به چنان فردیتی دست یافته که «آزادی،
استقلال و انتخاب» سه عنصر و مقوم اصلی آن است. فردیتی که نه با خودخواهی بلکه با ایثار و شهادت همراه است.
ویژگی بعدی
زن ایده آل شریعتی، ارتباط دائمی و درونی او با فرهنگ، کتاب، اندیشه و معنویت است
. زن ایده آل او زنی
است که روحش را نه با مصرف گرایی، نه با تجمل، نه با همسرداری، نه با بچه دار و نه با خانه داری، با هیچکدام سیراب
نمی شود او
در مورد الگوی اسطوره ای اش فاطمه می نویسد: فاطمه باید همواره در آموختن باشد. آموزشی که همچون
نور و هوا و غذا پایان
نایافتنی، مکرر و مداوم است. کلمه به جای خدمتکار. تنها این عروس و داماد شگفت اند که می توانند بفهمند
که با کلمه می توان
زندگی کرد. خوشبخت بود و آن را نوشید و خورد و سیراب شد. زن هم مثل توده مردم باید با توسل به قلم، کتاب و آموزش به خودش
وقوف یابد و باید برای فردایش کاری بکند، فردایی که خودش باید
آن را بسازد و خودش مسئول آن است: فاطمه کاری کن که من برای تو
فردا هیچ کاری نمی توانم کرد.                                                                                                                       
زن خانواده                                                                                
در تصویر ایده آل شریعتی از زن در خانواده، ویژگی اصلی زن، نفی فردیت زنانه است تکیه بر فردیت زن از نظر او
محل استحکام خانواده است
. در خانواده زن باید عضوی از خانواده باشد و منافع خانواده را به منافع فردی ترجیح دهد . به نظر
می‌رسد این دیدگاه شریعتی ناشی از فردیت او با شبه مدرنیستی باشد که در ایران دهه 50 ترو
یج می شد و حتی با مدرنیسم غربی
هم فاصله داشت.  زن ایده آل شریعتی چه در عرصه های اجتماعی و چه در عرصه خانواده زنی است که در همه زمینه ها تامل می
کند،
استقلال دارد و سعی در ارتقاء دادن آگاهی ها و قدرت انتخاب خود و سعی در ایجاد تغییرات مطلوب
در محیط خانواده و جامعه دارد،
اما این وقوف به « خود» و فردیت و استقلال سبب منیت و خودخواهی در او نمی‌شود. چنین
زنی آمادگی دارد که آگاهانه هم در خانواده و هم در جامعه در جهت نیل به اهداف و آرمان هایش گذشت و ایثار کند. شریعتی در ارتباط
با وظایف متقابل زن ومرد درخانواده چند مورد را برمی‌شمرد
.                                          
تعهدات مرد در قبال زن در خانواده                                                                  
اول- تامین بودن بودجه ی خانواده و همه مخارجی که خانواده بر اساس آن مخارج می‌گردد، که اسم آن " نفقه " است.  دوم-
حرمت زن بعنوان یک موجود محترم، یکی از وظایف اساسی مرد است.
سوم- گذشت، بزرگواری و تحمل مرد نسبت به رفتار، نواقص
و حتی معایبی که ممکن است در زن وجود داشته باشد؛ به این شکل که مرد می تواند نقصی را که در همسرش می بیند، بعنوان
توجه به کمالی که در او هست، بر او ببخشد. 
چهارم- آراستگی، شستشو، آرایش و نظافت بخاطر همسر؛ یعنی آنچه که
الان بعنوان یک نزاکت اخلاقی در دنیا از نظر ادبی مطرح است .
پنجم- پاسخگویی به نیاز جنسی زن بعنوان یک وظیفه انسانی و
اسلامی مرد .
ششم- کتمان سر و عیبی که در همسرش از نظر مردم می بیند، یا بخاطر یکنوع رفتار یا یک نوع بی بند و باری و یا یک
نوع خصوصیت اخلاقی .
هفتم- اجازه و آزادی زن در دید و بازدید از خویشاوندانش، وهمچنین کمک و رسیدگی که زن می خواهد
نسبت به خویشاوندانش بکند .
هشتم- همدردی با زن در ناراحتی ها و گرفتاریهائی که برای او و خانواده او بوجود می‌آید؛
مرد در قبال این ناراحتی ها که برای او بوجود می‌آید، وظیفه همدردی و کمک به او را دارد.
نهم- احترام به حق مالکیت فردی زن؛                                                                                                                               
تعهدات زن در برابر مرد درخانواده                                                                           
اول- تمکین زن در برابر مرد بعنوان قائم بر امور خانواده، حامی خانواده و( عامل) قوامت است .دوم- پذیرفتن بیگانه در داخل خانه با
کسب رضایت از مرد.
سوم- حسن معاشرت، حق شناسی و خوشروئی زن در تلقی و رفتار با مرد است.چهارم- تحمل و
شرکت زن در سختیها،
دشواریها و همچنین فقر، کمبود و گرفتاریهای زندگی مرد است، و وارد نکردن او به تامین نیازهای زن به هر
شکلی و در هر شرایطی
.


علی را چه بنامیم

علی را چه بنامم ؟
علی را چه بخوانم ؟
ندانم، ندانم
ثنایش نتوانم، نتوانم

*** 
علی دست خدا بود
علی مست خدا بود .
علی را چه بنامم ؟
علی را چه بخوانم ؟
ندانم ندانم
ثنایش نتوانم نتوانم

*** 
خدا خواست که خود را بنماید .
در جنت خود را برخ ما بگشاید .
علی ره بهمه خلق نشان داد .
علی رهبر مردان صفا بود
علی آینه ی پاک خدا بود .
علی را چه بنامم؟
علی را چه بخوانم؟
ندانم، ندانم
ثنایش نتوانم، نتوانم

***

علی گر چه خدا نیست
ولیکن ز خدا نیز جدا نیست
برو سوی علی تا که وفا را بشناسی
ببر نام علی تا که صفا را بشناسی .
اگر آینه خواهی که به بینی رخ حق را
علی را بنگر تا که خدا را بشناسی .
چه گویم سخن از او؟ که نگنجد به بیانم
ندانم که سخن را به چه وادی بکشانم ؟
ندانم، ندانم
ثنایش نتوانم، نتوانم

*** 
علی مرد حقیقت
علی شاه طریقت
علی مرهم دلهای خراب است
ره کوی علی راه صواب است
علی را چه بنامم؟
علی را چه بخوانم؟
ندانم، ندانم
ثنایش نتوانم، نتوانم

شاعر:مهدی سهیلی


برابری زن ومرد از نگاه دین

درآموزه های دینی تفاوتهای طبیعی در جسم، گرایشها ورفتارها بر هدفمندی خلقت و حکمت ولطف خداوند مبتنی است. لز این رو تفاوت های طبیعی نه نشانه حقارت یک جنس که نشانگر انتظارات مختلفی است که از هر یک از آنان در مسیر سعادت بشر است. تفاوتهای موجود را می توان به سه دسته تقسیم کرد: تفاوتهای نوع اول که مواردی هستند که صرفا موجب تمایز افراد بشر و زمینه ساز شناسایی بهتر می شوند مثل تفاوت در رنگ پوست و چهره . تفاوتهای نوع دوم مواردی هستند که بدون نیاز به مساعدت قانون زمینه ساز تفاوت های رفتاری و در نتیجه سامان یافتن زندگی اجتماهی بشر می شوند مثل اختلاف در ذوق وسلیقه که سبب گرایش به فنون خاصی میشود .نوع سوم تفاوتهایی هستند که می توانند زمینه ساز فعالیتهای مختلف و کارآمدیهای خاص باشند اما این امتیاز را از نوع دوم دارند که اگر قوانین مناسبی وضع نشود تا این تفاوتها در بستر کارآمدی هر صنف و پویایی جامعه قرار نگیرد خطر انحراف در مسیر رشد فردی ، خانوادگی یا اجتماعی بوجود خواهد آمد.
آنچه سبب نگرانی فمنیستهاست آن است با هدف محروم کردن زنان بسیاری از ویژگیهای آنان از نوع سوم شمرده شود وقوانین بازدارنده وتبعیض آمیز نیز بر طبق آن وضع شود . اما عدم وجود تفاوتهای
 نوع سوم در تفاوتهای جنسیتی وبه عبارت دیگر عدم تاثیر تفاوتهای زن ومرد در قوانین به همان اندازه غیر علمی وفاقد دلیل است که ادعای فراگیری تفاوتهای نوع سوم 
.
در
 میان اندیشمندان اسلامی آیت الله مطهری از تساوی حقوق زن ومرد سخن گفته اما از نظر ایشان تساوی حقوق به معنای تشابه زن ومرد در تک تک گزاره های حقوقی نسیت بلکه مجموع حقوق وتکالیف زن ومرد از ارزشی یکسان برخوردارند. مطهری در کتاب  «نظام حقوق زن در اسلام» می نویسد: زن از آن جهت که انسان است مانند هر انسان دیگر آزاد آفریده  شده است و از حقوق مساوی( با مرد) برخوردار است ، ولی زن انسانی است با چگونگی های خاص و مرد انسانی است با چگونگی های دیگر. زن و مرد در انسانیت برابرند ولی دوگونه انسان اند. با دوگونه خصلت و دو گونه روانشناسی و این اختلاف ناشی از عوامل تاریخی یا اجتماعی نیست بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده است. طبیعت از این دوگانگی ها هدف داشته و هر گونه عملی بروند طبیعت و فطرت عوارض نامطلوبی به بار می آورد.( مطهری 1353، 18) ایشان در مورد تساوی میان زن و مرد اظهار می کند که: تساوی حقوق یک مطلب است و تشابه حقوق مطلب دیگر. برابری حقوق زن و مرد از نظر ارزش های مادی و معنوی یک چیز است و همانندی و همسانی و تشابه چیز دیگر
.

وی معتقد است که در همه نهضت های زنان تساوی به جای تشابه گرفته شده است بر این موجب انسان بودن زن موجب فراموشی زن بودن وی گردیده ... بدبختی های قدیم زن غالبا معلول این جهت بود که انسان بودن زن به فراموشی سپرده شد و بدبختی های جدید از آن است که عمدا یا سهوا زن بودن و زن و جایگاه طبیعی و فطری اش، رسالتش، تقاضای غریزی و استعدادهای ویژه اش به فراموشی سپرده شده است.( مطهری21-19) به نظر مطهری عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن و تاکید بر تشابه او با مرد بیشتر موجب پایمال شدن حقوق او می شود. مرد باید مسئولیت تامین هزینه های زن و فرزند را به عهده بگیرد و از او حمایت کند. قرآن کریم هرگز به نام احیای زن به عنوان انسان به شریک مرد در انسانیت و حقوق انسانی زن  بودن زن را به فراموشی نسپرده است و زن را همان گونه دیده که در طبیعت است.( ص 26) مطهری با توجه به وجود ناهمانندی های ذاتی میان زن و مرد به حقوق زن و فلسفه آن می پردازد و بار دیگر تاکید می کند که عدالت در آن است که حقوق زن و مرد در خانواده نامشابه و متفاوت باشد. البته ایشان معتقدند که عملا جایگاه و حقوق زن در اجتماع به ظاهر اسلامی ایران، ارزش مساوی با حقوق مردان نداشته و به وضع زن باید رسیدگی شود اما با اجرای حقوق اسلامی و نه با تقلید کورکورانه از روش مردم غرب.( ص 122) در بخش اعظم کتاب نظام حقوق زنان در اسلام، ایشان به تبیین فلسفی مبانی طبیعی حقوق خانوادگی زن و مرد می پردازد مرد و زن از نظر ایشان از لحاظ حقوق اجتماعی وضع مساوی دارند مثل کار، حق مالکیت، حق تحصیل، حق تصدی پست های اجتماعی، اما چون در این میان بین افراد تفاوتهای طبیعی و اکتسابی بروز می کند جایگاه افراد در نهایت متفاوت از کار در می آید. از این دیدگاه فرصت های اجتماعی باید یکسان در اختیار همه قرار گیرد اما در نهایت حقوق اکتسابی آنها صورت نامتساوی به خود می گیرد و در صورتی که آن را حقوق طبیعی و اولیه مساوی قرار دهیم عمل ما مخالف عدل و ظالمانه است.( 150ص) تفاوتهای اجتماعی باید مبتنی بر استعدادهای ذاتی و کار و فعالیت افراد باشد. اما در اجتماع خانوادگی که اجتماعی- طبیعی قراردادی است از لحاظ اولیه نیز تفاوت وجود دارد. حقوق خانوادگی مبتنی بر طبیعت زن و مرد است در نتیجه وظایف باید متفاوت و متناسب با این سرشت و طبیعت باشد.


جامعه آرمانی برای زنان کدام است؟

برابری در عرصه های فرهنگی اجتماعی وسیاسی اقتصادی وحقوقی آرمان مشترک بیشتر فمنیستهای موج دوم بوده است با این هریک از شاخه های این مکتب فکری تصویری خاص از جامعه آرمانی ارائه داده اند مثلا فمنسیم های رادیکال ایجاد اصلاحات عمیق درساختار سیاسی که منجر به از میان برداشتن زنانگی ومردانگی یعنی دستیابی به جامعه فاقد جنسیت را آرمان خود میدانند به نظر لیبرالها تنها دریک نظام لیبرال میتوان به برابری دست یافت مشروط براینکه نژادپرستی و تبعیض جنسیتی با پیش داوری ها وسنت های حاکم خود لیبرالسیم را محدود نکند تا تربیت جنسی آرمانی که همان تربیتی است که طی آن هر فردی بتواند آزادنه مناسبترین سبک زندگی را برای خود برگزیده واین گزینش هم از سوی دیگران مورد احترام باشد خواه این گزینش، خانه داری باشد، خواه زندگی مجردی یا نوعی ارضای جنسی انعطاف پذیر.
درمتون دینی گرچه مباحثی چون جامعه آرمانی ووضعیت رنان در آن جامعه با چنین عنوانی بیان نشدهاست اما با درکنار هم گذاردن آیات و روایاتی که هریک به گوشه ای از ابعاد شخصیتی زنان ممتاز، ارزشها و ضد ارزشهای زنانه ومردانه، وظایف خانوادگی وفردی زنان ، آسیب شناسی زنان در آخر الزمان ونقش زنان در جامعه مهدوی اشاره میکند ، می توان به تصویری از وضعیت آرمانی زنان دست یافت که براین اساس زن دروضعیت آرمانی خود شاخص هایی دارد:
1- ارزشمندی : درجامعه آرمانی هم زن خود را موجودی ارزشمند می داند که در برابر سعادت خود ودیگران مسئول است وهم جامعه زن را موجودی ارزشمند میداند که نسبت به شکوفایی شخصیت وی مسئول است وباید بسترهای رشد وی را فراهم آورد وبا اصلاحات فرهنگی زمینه های تحقیر شخصیت زن را ازمیان بردارد.
2- استقلال در شخصیت : در متون دینی ما در تمامی تاریخ بشریت چهار چهره برتر وماندگار ظهور کرده اند که یکی از آنان آسیه همسر فرعون ، مظهر استقلال در هویت وعقیده است. ( سوره تحریم آیه 11) از اینجا میتوان دریافت که توصیه دینی به زنان مبنی بر لزوم هماهنگی با همسر در حریم خانوادگی نباید به معنای وابستگی شخصیتی ونفی هویت مستقل نگردد واصلاخات فرهنگی باید به سمت تقویت شخصیت مستقل انسانی باشد.
3- احساس مسئولیت نسبت به بهسازی جامعه ومشارکت اجتماعی در اصلاحات اجتماعی به ویژ در قالب امر به معروف ونهی از منکر ( سوره توبه آیه 71)
4- جایگاه ویژه زن در خانواده : از انجا که در اندیشه دینی خانواده مهمترین بنا و زن را درنقش همسری ومادری رکن اساسی حیات وبالندگی خانواده محسوب میشود هم مقام مادری را به شدت ارج می نهد و بر لزوم حمایت عاطفی خاص ار مادران تاکید میکند و هم بر لزوم حمایت اقتصادی از همسر را حتی در صورت تمکین مالی. این حمایت ها علاوه برآنکه زنان را در انجام رسالت فرهنگی واجتماعی خود یاری میکند به زنان امکان میدهد که به اشتغال نه به عنوان یک اضطرار بلکه به عنوان نوعی انتخاب نگاه کنند.
5- آزادی عمل با حفظ ارزشهای انسانی واسلامی: ازآنجا که آزادی یکی از مقدمات اندیشه فمنییستی است که با موارد همچون آزادی سقط جنین ، روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده ، همجنس گرایی و...تعریف میشود در جامعه آرمانی دینی به دلیل توجه به ارزش های اخلاقی و توجه به محوریت خانواده جنین عملکردهایی درتضاد با آزادی قلمداد می شود.
6- تخاصم زدایی وتفاهم محوری : از آنجا که در اندیشه دینی زن ومرد دو موجود مکمل ونیازمند به یکدیگرند که هریک از ابزارههای خاص برای تحقق سعادت فردی خانوادگی واجتماعی برخورداند واصلاحات اجتماعی باید به سمت تفاهم هرچه بیشتر دو جنس و رفع تقابلها بکار گرفته شود دراین نگاه سعادت یک جنس از مسیر سعادت دیگری میگذرد.


درباره زنان چه می دانیم؟

درباره زنان چه میدانیم و وضعیت آنان را درجوامع چگونه تحلیل می کنیم ؟
مکاتب مختلف انسان شناسی وجامعه شناسی هر یک از دیدگاه خود تحلیلی از موقعیت اجتماعی زنان ارائه میدهند اما بیشترین گروه فمنیسم هات هستند که بنا به ماهیت مکتبشان انتظار می رود که تحلیلی جامع وپاسخی کاملتر به این سوال بدهند .ما دراین نوشتار سعی داریم تاعلاوه بر معرفی دیدگاه فمنیسم در این مورد مروری هم بر دیدگاه اسلام داشته باشیم.
برخی فمنیستها (فمنیستهای لبیرال و مارکسیست فمنیستهای سنتی )زنان را در موقعیت نابرابر وفروتر از مردان میدانند در مقابل گروهی دیگر که رادیکال فمنیستها، سوسیال فمنیستها وفمنیستهای روانکاو و مارکسیست فمنیستهای معاصر به نظریه ستم گری اعتقاد دارند که براساس این نظریه زنان تحت ستم، تابعیت ، تحمیل،سوءاستفاده وبدرفتاری مردان می باشند به عبارتی وضعیت متفاوت زنان ومردان از تصمیم ارادی وآگاهانه مردان در سوءاستفاده ازآنان ناشی میشوند نه عواملی چون طبقه اقتصادی یا سازمان اجتماعی.
در واقع میتوان گفت تمامی گروههای فمنیستی در این نکته که وضعیت متفاوت زنان ومردان ناشی از اختلافات طبیعی دو جنس نمی باشند ، مشترک هستند. دردهه 1970 اوج مطالعاتی برای اثبات این مدعا صورت گرفت که نتایج بسیار این مدعا رااثبات ونتایج تحقیقات زیادی نیز به رد این دیدگاه منجر شد .بررسی کالبد شناسی جنسیت زنانه واقعیتهایی را دراختیار فمنسیها قرار داد تا برخلاف گروههای یادشده با تکیه برالگوبندی جنسیتی دیدگاه تحلیلی تازه ای را ارائه دهند .به عقیده آنان الگوهای متفاوت رشد هرمونی زن ومرد تفاوتهای را دررفتار آنان منجر شده است . این گروه خواستار آن هستند که شیوه متمایز زندگی زنان نه به عنوان انحرافهایی از شیوه بهنجار بلکه به منزله گونه ای کارآمد که میتواند جای شیوه مردانه بگیردبه رسمیت شناخته شود ومعتقدند که دانش همگانی ،پژوهشهای والگوبندی زندگی اجتماعی باید به گونه ای تنظیم شوند که شیوه هستی زنانه را جدی بگیرند. اینان سعی میکنند بر تجربیات خاص زنان تاکید وسعی میکنند تا دیدگاه مردانه موجود در نظریه فمنیسم را توضیح دهند آنان در مقابل فمنیستهایی که نقش مادری وفعالیتهای خانگی را دلیل برفروتری زنان دانسته اند ویژگیهایی چون عادت ماهیانه، حاملگی، زایمان وشیردهی را مثبت ارزیابی کرده واز نگاه آنان نقش مادری وجامعه پذیری خاص زنان موجب میشود آنان بیشتر بر موهبت زندگی واقف شوند و که هرگاه شیوه زندگی زنانه درجامعه عجین شود و بخشی از حیات همگانی گردد جهان برای ما مکانی امن تر و انسانی تر خواهد شد.

از دیدگاه اندیشه اسلام نیز میتوان به تحلیل موقعیت اجتماعی زنان درجامعه پرداخت اما آنچه اسلام میگوید اساسا متفاوت از اندیشه فمنیسم است چراکه دراسلام توصیف وضعیت زن ومرد بر تصیری مبتنی است که از خدا جهان وانسان ارائه میگردد .خلقت جهان وانسان براساس تدبیر وحکمت خداوند آفرینشی بدون نقص است واو پیوسته به هدایت تکوینی جهان میپردازد بنابراین برخلاف اندیشه ماتریالیستی ،طبیعت را وحشی و برخلاف رادیکال فمنیستها عامل ستم به علیه زنان نمیداند . درآفرینش آن خدای بخشایش گر هیچ گونه اختلاف نمی بینی باز بنگر آیا خلل ونقصانی می بینی؟( سوره ملک آیه 3) با وجواین اندیشه اسلامی براین باور است که آفرینش دوجنس متفاوت به منظور بقای نسل بشر و ایجاد سکون وآرامش در پیوند یافتن دو جنس است . واز نشانه اواین است که از نوع خودتان همسری برای شما آفرید تابدان ها آرام کیرید،ومیانتان دوشتی ورحمت نهاد (روم آیه 21)
در اندیشه دینی انتظارات خداوند از زن ومرد زمینه ساز اعطای استعداهاست وقانونگذاری نیز متناسب با آن دو. با ترسیم دقیق ارزشها، توصیفها واحکام است که می توان به نابسامانی وضعیت زنان وفرودستی آنان در طول تاریخ نه به دلیل وجود نابرابریها بلکه به دلیل انحراف از برنامه الهی که از وحی بدست آمده پی برد. دراندیشه اسلامی زن همچون مرد انسانی است که قابلیت دست یابی به کمال و رشد انسانی را داراست وبه همین دلیل مکلف ونسبت به عملکرد خود مسئول است . مردان وزنان مسلمان ، مردان وزنان با ایمان، مردان وزنان عبادت پیشه، مردان وزنان راستگو ، مردان وزنان شکیبا، مردان وزنان فروتن ، مردان وزنان صدقه دهنده ،مردان وزنان زوه دار، مردان وزنان پاکدامن ،مردان وزنان که خداوند را فراوان یاد میکنند خداوند برای آنها آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.
اندیشه دینی زن را موجودی متفاوت از مرد می داند که انتظارات واستعداهای مختلف جایگاه خاصی به او عنایت کرده است . براین اساس نادیده گرفتن تفاوتهای دوجنس به همان اندازه به جامعه انسانی وشخصیت زن آسیب میرساند که نادیده انگاشتن برابری انسانی.

 


بهار قرآن

قرآن کتاب آسمانی ومعجزه جاودانی بشریت کلید رستگاری است که همراه سفارش به خواندن وعمل بدان شده است اما چرا ماه رمضان را بهار قرآن نامیده اند ؟
1
 - فضیلت قرآن
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «فضل‏القرآن على سائرالکلام‏کفضل‏اللَّه على خلقه».
برترى قرآن بر سایر سخنان مانند برترى خداوند بر خلق خود مى‏باشد . (بحار/92/19)
2 - رهبرى قرآن
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «علیکم بالقرآن فاتخذوه اماماً و قائداً».
بر شما باد به قرآن و آن را به عنوان رهبر و پیشواى خود قرار دهید . (کنز العمال / 4029)
3 - قرآن بهترین سخن
قال على‏علیه السلام: «تعلّموا کتاب اللَّه تبارک و تعالى فانه احسن الحدیث و ابلغ الموعظة و تفقهوا فیه فانّه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء لما فى الصدور».
کتاب خداوند متعال را فرا گیرید زیرا بهترین سخن و رساترین پند و اندرز است و در آن تفقه کنید (و معارف آن را بفهمید) زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن شفا بگیرید چون مایه شفاى سینه‏هاست.
(تحف‏العقول/150)
4 - قرآن سفره‏ى آماده‏ى الهى
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «القرآن مأدبة اللَّه فتعلموا مأدبته ما استطعتم».
قرآن سفره آماده و مهمانى خدا است تا مى‏توانید آن را فرا بگیرید (و از معارف عالى آن بهره ببرید).
(بحار / 92 / 19)
5 - رمضان بهار قرآن
عن الباقرعلیه السلام: «لکل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان».
براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است . (بحار / 92 / 213)
6 - ثواب قرائت قرآن در ماه رمضان
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «و من تلا فیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور».
هرکسى در ماه رمضان آیه‏اى از قرآن را تلاوت کند مزد او مانند کسى است که تمام قرآن را در غیر ماه رمضان تلاوت کرده است . (بحار / 93 / 357)
7 - جاودانگى قرآن
عن الرضاعلیه السلام: «ان رجلاً سأل ابا عبداللَّه‏علیه السلام ما بال القرآن لایزداد عند النشر و الدراسة الاّ غضاضة فقال لان اللَّه تبارک و تعالى لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهوفى کل زمان جدیدوعند کل قوم غض الى یوم‏القیامة».== شخصى از امام رضا علیه السلام سؤال کرد: چرا قرآن همیشه تازگى دارد؟ حضرت فرمود: زیرا خداوند آن را براى تمام زمان‏ها و همه مردم قرار داده و منحصر به یک زمان نیست، بنابراین قرآن در هر زمانى جدید و تا قیامت براى هر گروهى تازگى دارد . (بحار/92/15)
8
 - جامعیت قرآن
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله: «من اراد علم الاولین و الاخرین فلیقرأ القرآن».== کسى که دانش اوّلین و آخرین را مى‏خواهد، قرآن را بخواند . (کنزالعمال/2454)
9 - تکامل در پرتو قرائت قرآن

قال الصادق‏علیه السلام: «فانّ درجات الجنة على قدر آیات القرآن فیقال لقارئ القرآن اقرأ وارق». == به درستى که درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است، در روز قیامت به قارى قرآن گفته مى‏شود بخوان و بالا برو . (بحار / 92 / 188)
10 - عمل به قرآن
قال الصادق‏علیه السلام: «الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الکرام البررة».
کسى که حافظ قرآن و عامل به احکام آن باشد، همراه با سفیران بزرگوار نیکوکار است.
(کافى / 2 / 603)
11 - اصناف قاریان قرآن
قال الصادق‏علیه السلام: «القرّاء ثلاثة: قارى قرأ (القرآن) لیستدّر به الملوک و یستطیل به على الناس فذاک من اهل النار و قارى قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضیّع حدوده فذاک من اهل النار و قارى قرأ القرآن ... فهو یعمل بمحکمه و یؤمن بمتشابهه و یقیم فرائضه ... فهو من اهل الجنة».
قاریان قرآن بر سه دسته هستند: گروهى قرآن را تلاوت مى‏کنند تا بدینوسیله از پادشاهان و حاکمان مال طلب کنند و بر مردم تکبّر کنند که اینها اهل دوزخ هستند، بعضى قرآن را قرائت مى‏کنند و حروف آن را حفظ و حدود آن را ضایع مى‏سازند، اینها نیز اهل دوزخ هستند و گروهى قرآن را قرائت مى‏کنند و به آیات محکم عمل مى‏کنند و به آیات متشابه ایمان دارند و واجبات آن را به جا مى‏آورند، اینها اهل بهشتند. (خصال / 143)
12- آداب تلاوت قرآن
الف - طهارت دهان
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «طیّبوا افواهکم فانّ افواهکم طریق القرآن».
دهان‏هاى خود را پاک گردانید زیرا دهان‏هاى شما مسیر و راه براى تلاوت قرآن است.
(کنز العمال/2752)
ب - استعاذه
قال الصادق‏علیه السلام: «لمّا سئل عن التعوّذ عند افتتاح کل سورة : نعم فتعوّذ باللَّه من الشیطان الرجیم».
از پناه بردن هنگام آغاز هر سوره‏اى از امام صادق علیه السلام سؤال شد، فرمود: آرى به خدا از شیطان رانده شده پناه ببرید . (تفسیر عیاشى / 2 / 270)
ج - ترتیل
قال على‏علیه السلام: «عند قوله تعالى «و رتّل القرآن ترتیلاً» بینه تبیاناً و لا تهذّه هذّ الشعر و لا تنثره نثر الرمل ولکن اقرع به القلوب القاسیة و لا یکن همّ احدکم آخر السورة».
(ترتیل) یعنى آن را بطور روشن بیان کن نه مانند اشعار سریع و پشت سر هم بخوان و نه مانند دانه‏هاى شن آن را پراکنده ساز لکن چنان بخوان که دل‏هاى سنگین را با آن بکوبى و بیدار کنى هرگز هدف شما این نباشد که حتماً به آخر سوره برسید. (هدف شما این باشد که معارف آن را بفهمید و عمل کنید). (کافى / 2 / 614)
د - تدبر
قال على‏علیه السلام: «الا لاخیر فى قرائة لیس فیها تدبّر الا لاخیر فى عبادة لیس فیها تفقّه». آگاه باش خیرى نیست در قرائت قرآنى که در آن تدبر نباشد، آگاه باش خیرى نیست در عبادتى که در آن فهم نباشد. (بحار / 92 / 211)
ه - صوت زیبا
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «زیّنوا القرآن باصواتکم».
به وسیله صدایتان قرآن را زینت دهید . (بحار / 92 / 190)
و - خشوع
قال رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم : «اقرأوا القرآن بالحزن فانّه نزل بالحزن».
قرآن را با حزن و اندوه بخوانید زیرا آن با حزن و اندوه نازل شده است . (کنز العمال / 2777)

التماس دعا


کعبه دل

سخن می گفت با خود کعبه، زینسان / گه احرام، روز عید قربان / عروس پرده بزم وصالم / که من، مر آت نور ذوالجلالم / خداوندم عزیز و نامور داشت / مرا دست خلیل الله بر افراشت / مکانی همچو من،‌فرخنده و پاک / نباشد هیج اندر خطه خاک / چو ملک من،‌سرای ایمنی نیست / چو بزم من، بساط روشنی نیست / بسی قربانیان خاص داریم / بسی سرگشته اخلاص داریم / بنای شوق را، بنیاد از ماست / اساس کشور ارشاد، از ماست / خداوند جهان را خانه، ماییم / چراغ این همه پروانه، ماییم / حقیقت را کتاب و دفتر، این جاست / پرستشگاه ماه و اختر، این جا است / بسی گردن فرازان، سر نهادند / در این جا. بس شهان افسر نهادند / بسی گنجینه، در پا ریختندم / بسی گوهر، ز بام آویختندم / به معنی، حامی افتادگانیم / به صورت، قبله آزادگانیم / سخن گویان معنی، معنی بی زبانند / در این جا، عرشیان تسبیح خوانند / پر روح الامین. فرش ره ماست / بلندی را، کمال از درگه ماست / کسی را دست بر کس تاختن نیست / در این جا، رخصت تیغ آختن نیست / شکار آسوده است و طایر آزاد / نه دام است اندرین جانب، نه صیاد / خوش آن معمار، کاین طرح نکو ریخت / خوش آن استاد، کاین آب و گل آمیخت/ به گردون بلندم، برتریهاست / مرا. زین حال،‌بس نام آوریهاست
                                                                                           *****

ز نیکان، خود پسندیدن نه نیکوست / بدو خندید دل آهسته، کای دوست / گه گویی فارغی از کعبه دل/ چنان رانی سخن، زین توده گل / مبارک کعبه ای مانند دل نیست / تو را چیزی برون از آب و گل نیست /مرا بفراشت دست حی داور / تو را گر ساخت ابراهیم آذر / مرا آرامگاه از سینه دادند /  تو را گر گوهر و گنجینه دادند / مرا بازست در. هر گاه و بی گاه / تو را در عیدها بوسند درگاه / مرا معمار هستی، کرد آباد / تو را گر بنده ای بنهاد بنیاد / مرا هم هست تدبیری و رایی / تو را گر مروه ای هست و صفایی / وگر هست، انعکاس چهره اوست/ در این جا نیست شمقی جز رخ دوست / مرا یارند عشق و حسرت و آه / تو را گر دوست دارند اختر و ماه/ مرا با عقل و جان، همسایه کردند / تو را گر غرق در پیرایه کردند / به معنی، خانه خاص خداییم / به ظاهر، ملک تن را پادشاهیم / جز این یک نقش، هر نقشی مجازی است / در این جا رمز، رمز عشق بازی است / به خون آلوده. پیکانهاست مارا / در این کرداب، قربانهاست ما را / کجا ز آلودگیها باک دارد / کسی کاو کعبه دل پاک دارد / خوش آن مرغی، کازین شاخ آشیان کرد / خوش آن کو جامه از دیبای جان کرد / کند درسجده گاه دل،نمازی / خوش آنکس کز سرصدق و نیازی / کسی بر مهتران، پروین، مهی داشت / که دل چون کعبه، ز آلایش تهی داشت
شاعر: پروین اعتصامی

ماه شعبان ماه رسول خدا بر امت او مبارک باد


نامتناسب ترین جهیزیه و عروسی

این روزها به یمن میلادهای پر برکت جشن های ازدواج بسیار زیادی برقرار است . جشن هایی که در عین اشتراکات فراوان تفاوتهای بسیار زیادی باهم دارند دو شب گذشته به جهت یک بررسی جامعه شناختی تصمیم گرفتم که در انتهای شب به خیابانهای اطراف سالنهای عروسی بروم در خیابان پیروزی که منطقه مرفه نشینی هم نیست تفاوتهای حیرت انگیزی وجودداشت از ماشین ماکزیمای تزئین شده گرفته تاآخرش که پراید بود با تزئیینات بسیار بسیار متنوعی ازگل ومیوه وبادکنک گرفته تا مراوید وصدفهای خیلی بزرگ بعضیها در عین سادگی بسیار زیبا بعضیها هم در عین تجمل اصلا دلنشین نبودند من همش توی این فکر بودم که آیا مراسم و ماشین عروس میتواند نشانه ای از طبقه اجتماعی، فرهنگی واقتصادی زوج باشد؟
شب ولادت امام حسین (ع) ما به جشن عروسی یکی از بستگان دعوت شدیم داماد دانشجوی سال آخر دکترا رشته فلسفه و عروس دانشجوی دکترا رشته الهیات بود هر دو از نظر ظاهر و رفتار ومنش کاملا با هم سنخیت داشتند وهردو خانواده هم از طبقه متوسط اجتماع در واقع  جزء خانواده های فرهنگی محسوب می شدند . عروسی در یکی از مجللترین و با اسم ورسمترین باشگاههای تهران برگزار شد. از پذیرایی و شام عروسی بگویم که همه چیز پیدا می شد، جهیزیه عروس که تشکیل شده بود از معتبر ترین مارکهای خارجی شاید بیش از 40 میلیون تومان جنس در یک خانه اجاره ای 70 متری ریخته شده بود !!! می گفتند باید عروسی وجهیزیه در شان عروس وداماد باشد!!! چند وقت  پیش هم ما  درعروسی شرکت کردیم که فقط  برای شام عروسی 30 میلیون تومان خرج شده بود می گفتند عروس 60 میلیون تومان جهیزیه آورده است داماد 20 ساله و عروس 16 ساله هیچ کدام دیپلم هم نداشتند !!! من واقعا نمی دانم که تناسب مراسم و جهزیه در مورد کدام یک درست بود؟ یادش بخیر استاد درس مردم شناسی ما همیشه میگفت دخترا جهیزیه شما تحصیلات و کتابها و منش علمی شما باشد نکند چهارتا تیر و تخته معرف شخصیت شما شود این طور تفاوت خودتان را با دخترهای دیگر نشان دهید .
شاید باورتان نشود عروس وداماد بیشتر از اینکه معنویات عروسی خوشحال باشند از داشتن چنین مراسمی لذت میبردند !!! مراسمی که شاید بیشتر هزینه آن با وام و قرض و جیب پدر ومادر تامین شده یود . این طور عروسیها برای هیچ کس تازگی ندارد ولی مطمئنا از افرادی نظیر این دو عملکردی بیش ازعملکرد عامه انتظار می رود . راستی چه اتفاقی افتاده که این همه آشفتگی در رفتارهای طبقاتی دیده می شود ؟  

 


آسمان مکه نور باران بود

یکی مرد عرب اما بیابانگرد و صحرائی / قدم بگذاشت در " ام القری " وین شعر را برخواند: / " که ای یاران مگر دیشب بخواب مرگ پیوستید؟ / چه کس دید از شما آن روشنان آسمانی را؟ / که دید از " مکیان ‌" آن ماهتاب پرنیانی را؟ / زمین و آسمان " مکه " دیشب نورباران بود / هوا ‎آغشته به عطر شفا بخش بهاران بود / بیابان بود و تنهایی و من دیدم  / که از هر سو ستاره در زمین ما فرود آمد/ به چشم خویش دیدم ماه را از جای خود کندند / ز هر سو در بیابان عطر مشگ و بوی عود آمد. / بیابان بود و من، اما چه مهتاب دلارائی! / بیابان بود و من، اما چه اخترهای زیبائی! / بیابان، رازها دارد / ولی در شهر، آن اسرار، پیدا نیست / بیابان، نقش ها دارد که در شهر آشکارا نیست / کجا بودید ای یاران؟! / که دیشب آسمانیها زمین " مکه " را کردند گلباران / ولی گل نه، ستاره بود جای گل / زمین و آسمان " مکه " دیشب نورباران بود / هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود."

*****

به شعر آن عرب، مردم همه حالی عجب دیدند / به آهنگ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند: / که ای یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟ / چه کس دید از شما آن روشنان آسمانی را؟ / که دید از " مکیان " آن ماهتاب پرنیانی را؟ / بیابان بود و تنهایی و من دیدم - / که از هر سو ستاره در زمین ما فرود آمد / به چشم خویش دیدم ماه  را از جای خود کندند - / زهر سو در بیابان عطر مشگ و بوی عود آمد / بیابان بود و من، اما چه مهتاب دلارائی! / بیابان بود ومن، اما چه اخترهای زیبائی! / بیابان رازها دارد / ولی در شهر، آن اسرار، پیدا نیست / بیابان، نقش ها دارد که در شهر آشکارا نیست / کجا بودید ای یاران؟!که دیشب آسمانیها زمین " مکه " را کردند گلباران / ولی گل نه، ستاره بود جای گل / زمین و آسمان " مکه " دیشب نورباران بود / هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود

*****

روانت شادمان بادا! / کجایی ای عرب ای ساربان پیر صحرایی؟! / کجایی ای بیابانگرد روشن رای بطحایی؟! / که اینک بر فراز چرخ، یابی نام " احمد " را / و در هر موج بینی اوج گلبانگ " محمد " را / " محمد " زنده و جاوید خواهد ماند / " محمد " تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماند / جهانی نیک می داند - / که نامی همچو نام پاک " پیغمبر " موید نیست / و مردی زیر این آسمان همتای " احمد " نیست / زمین ویرانه باد و سرنگون باد‌ آسمان پیر / اگر بینیم روزی در جهان نام " محمد " نیست.


به که باید دل بست؟

 

به که باید دل بست؟
به که شاید دل بست؟
سینه ها جای محبت، همه از کینه پر است .
هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را ـ
گرم، پاسخ گوید
نیست یکتن که در این راه غم آلوده عمر ـ
قدمی، راه محبت پوید
***
خط پیشانی هر جمع، خط تنهائیست
همه گلچین گل امروزند ـ
در نگاه من و تو حسرت بیفردائیست .
***
به که باید دل بست ؟
به که شاید دل بست ؟
نقش هر خنده که بر روی لبی میشکفد ـ
نقشه یی شیطانیست
در نگاهی که تو را وسوسه عشق دهد ـ
حیله پنهانیست .
***
خنده ها میشکفد بر لبها ـ
تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی
همه بر درد کسان مینگرند ـ
لیک دستی نبرند از پی درمان کسی
***
از وفا نام مبر، آنکه وفاخوست، کجاست ؟
ریشه عشق، فسرد
واژه دوست، گریخت
سخن از دوست مگو، عشق کجا ؟ دوست کجاست ؟
***
دست گرمی که زمهر ـ
بفشارد دستت ـ
در همه شهر مجوی
گل اگر در دل باغ بر تو لبخند زند بنگرش، لیک مبوی
لب گرمی که ز عشق ننشیند بلبت
به همه عمر، مخواه
سخنی کز سر راز زده در جانت چنگ بلبت نیز، مگو
***
چاه هم با من و تو بیگانه است
نی صد بند برون آید از آن، راز تو را فاش کند
درد دل گر بسر چاه کنی
خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند
گر شبی از سر غم آه کنی .
***
درد اگر سینه شکافد، نفسی بانگ مزن
درد خود را به دل چاه مگو
استخوان تو اگر آب کند آتش غم ـ
آب شو، « آه » مگو .
***
دیده بر دوز بدین بام بلند
مهر و مه را بنگر
سکه زرد و سپیدی که به سقف فلک است
سکه نیرنگ است
سکه ای بهر فریب من و تست
سکه صد رنگ است
***
ما همه کودک خردیم و همین زال فلک
با چنین سکه زرد و همین سکه سیمین سپید میفریبد ما را
هر زمان دیده ام این گنبد خضرای بلند گفته ام با دل خویش:
مزرع سبز فلک دیدم و بس نیرنگش
نتوانم که گریزم نفسی از چنگش
آسمان با من و ما بیگانه
زن و فرزند و در و بام و هوا بیگانه
« خویش » در راه نفاق « دوست » در کار فریب « آشنا » بیگانه
***
شاخه عشق، شکست
آهوی مهر، گریخت
تار پیوند، گسست
به که باید دل بست ؟
به که شاید دل بست ؟

                   شاعر: مهدی سهیلی