علي (عليه السلام)عاشق ترين معشوق دنياست
الهي! اگر طاعت بسي ندارم در هر جهان جز تو کسي ندارم.
الهي! تو دوستان را به دشمنانت مينمايي، درويشان را غم و اندوه دهي، بيمار کني و خود بيمارستان کني، درمانده کني و خود درمان کني، از خاک آدم کني و با وي چندان احسان کني، مجلسش روضه رضوان کني،
الهي! از پيش خطر و از پس راهم نيست، دستم گير که جز تو پناهم نيست.
الهي! دستم گير که دست آويز ندارم و عذرم بپذير که پاي گريز ندارم.
الهي! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداري تو را پرستم و اگر نداري خود پرستم نوميد مساز بگير دستم.
الهي! اي دورنظر و اي نيکو حضر و اي نيکوکار نيک منظر، اي دليل هر برگشته، و اي راهنماي هر سرگشته، اي چاره ساز هر بيچاره و اي آرنده هر آواره، اي جامع هر پراکنده و اي رافع هر افتاده. دست ما گير اي بخشنده بخشاينده.
الهي! کار آن دارد که با تو کاري دارد. يار آن که دارد چون تو ياري دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کي تو را بگذارد.
الهي! در سر گريستني دارم دراز. ندانم از حسرت گريم يا از ناز.
الهي! ياد تو در ميان دل و زبان است و مهر تو ميان سر وجان.
الهي! يکتاي بيهمتايي، قيوم توانايي، بر همه چيز بينايي، در همه حال دانايي، از عيب مصفايي، از شرک مبرايي، اصل هر دوايي، داروي دلهايي،بتو رسد ملک خدايي.
الهي! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عيان.
الهي! ضعيفان را پناهي. قاصدان را بر سر راهي. مومنان را گواهي. چه عزيز است آن کس که تو خواهي.
الهي! اي خالق بيمدد و اي واحد بيعدد، اي اول بيهدايت و اي آخر بينهايت. اي ظاهر بيصورت و اي باطن بيسيرت، اي حي بيذلت اي بخشنده بيمنت، اي داننده رازها، اي شنونده آوازها، اي بيننده نمازها، اي شناسنده نامها، اي رساننده گامها، اي مطلع بر حقايق، اي مهربان بر خلايق، عذرهاي ما بپذير که تو غني و ما فقير و بر عيبهاي ما مگير که تو قوي و ما حقير، از بنده خطا آيد و ذلت و از تو عطا آيد و رحمت.
الهي! اي کامکاري که دل دوستان در کنف توحيد توست و اي که جان بندگان در صف تقدير تو است، اي قهاري که کس را به تو حيلت نيست، اي جباري که گردن کشان را با تو روي مقاومت نيست، اي کريمي که بندگان را غير از تو دست آويز نيست. نگاه دار تا پريشان نشويم و در راه آر تا سرگردان نشويم.